تبلیغات
هنر (ضیاالله ملک زاده بافقی )






سه شنبه 27 آبان 1393

سکوت

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

دردی که انسان را به سکوت وا میدارد
بسیار سنگین تر از دردیست که
انسان را به فریاد وا میدارد...!
و انسانها فقط
به فریاد هم میرسند،نه به سکوت هم!



یکشنبه 4 آبان 1393

حسبناالله و نعم الوکیل

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

چه قدر دردناک است 
این مشکل که همیشه
برای فرار از دست یک " آدم" به " آدم" دیگری پناه برده ایم ...

اعتیاد به آدم ها بدترین نوع اعتیاد است.

برداشتی از کتاب جاده انقلابی
ریچارد یاتس


دوشنبه 7 مهر 1393

1393

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    


دوشنبه 7 مهر 1393

مرزهای دوستی

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

و چه زیبا گفته است جبران خلیل جبران :
با هم باشید،اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله ای باشد.......
و بگذارید نسیم در میان شما بورزد.......
یکدیگر را دوست بدارید،اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید...
بگذارید عشق ،جایی،در ساحل روحتان باشد.....
پیمانه های یکدیگر را پر کنید،اما از یک پیمانه ننوشید.....
از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید،اما از یک قرص نان نخورید...
با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید،اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید...
همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنٌم میشوند...


شنبه 31 خرداد 1393

از :مجتبی کاشانی (سالک)

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...
دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او

آنگاه که مهر می‌ورزی
مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می‌کند
پس خود را گنهکار مبین

من عیسی نامی را می‌شناسم که
ده بیمار را در یک روز شفا داد
و تنها یکی سپاسش گفت

من خدایی می‌شناسم
ابر رحمتش به زمین و زمان باریده
یکی سپاسش می‌گوید و هزاران نفر کفر

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند
از تو برای مهربانیت قدردانی می‌کنند!



چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393

روز معلم 1393

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    


چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393

مراسم تجلیل از مقام معلم

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_52391.jpeg


http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_52406.jpeg











پنجمین جلسه کارگروه فرهنگی  - آموزشی مجمع هم اندیشی توسعه بافق در اتاق کنفرانس شهرداری این شهر برگزار شد. در این جلسه بندهایی از اهداف طرح پیشنهادی تشکیلات کارگروه فرهنگی  - آموزشی توسعه شهرستان بافق ارائه شده توسط رئیس اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان مورد بررسی قرار گرفت.








در این جلسه مقرر شد اعضاء نقاط قوت و ضعف طرح پیشنهادی و مطالب مورد نظرشان را بصورت مکتوب تا یک ماه آینده به دبیر کارگروه تحویل نمایند

ارائه پیشنهادهایی برای انجام فعالیتهای فرهنگی شهرستان و نیاز مبرم شهر به یک فرهنگسرا از دیگر مباحثی بود که در این جلسه مطرح شد.

شایان ذکر است کارگروه فرهنگی – آموزشی مجمع هم اندیشی توسعه شهرستان بافق از جمله  ۵ کارگروه این مجمع است که هرماه یکبار تشکیل جلسه داده و ضمن ارائه پیشنهادهای فرهنگی به مسؤلین نتایج بدست آمده این نشستها را در مجمع فصلی این مجمع ارائه می دهد.









پنجمین جلسه کارگروه فرهنگی  - آموزشی مجمع هم اندیشی توسعه بافق در اتاق کنفرانس شهرداری این شهر برگزار شد.

در این جلسه بندهایی از اهداف طرح پیشنهادی تشکیلات کارگروه فرهنگی  - آموزشی توسعه شهرستان بافق ارائه شده توسط رئیس اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان مورد بررسی قرار گرفت.

در این جلسه مقرر شد اعضاء نقاط قوت و ضعف طرح پیشنهادی و مطالب مورد نظرشان را بصورت مکتوب تا یک ماه آینده به دبیر کارگروه تحویل نمایند.

ارائه پیشنهادهایی برای انجام فعالیتهای فرهنگی شهرستان و نیاز مبرم شهر به یک فرهنگسرا از دیگر مباحثی بود که در این جلسه مطرح شد.

شایان ذکر است کارگروه فرهنگی – آموزشی مجمع هم اندیشی توسعه شهرستان بافق از جمله  ۵ کارگروه این مجمع است که هرماه یکبار تشکیل جلسه داده و ضمن ارائه پیشنهادهای فرهنگی به مسؤلین نتایج بدست آمده این نشستها را در مجمع فصلی این مجمع ارائه می دهد.


سه شنبه 24 دی 1392

عکسی به یاد ماندنی از سال 1348

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    


سال 1348 دانشجویان گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد.باتفاق استاد فقید دکتر لطف اله مفخم پایان (نفر اول پایین سمت راست )و شاد روان دکتر برادران ( نفر دوم)

مرحوم دكتر لطف الله مفخم پایان  ، به سال 1294 در تهران متولد  شد ،
وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مدارس علمیه و دارالفنون در سال 1318 دوره متوسطه را به پایان رسانید . سپس وارد دانشسرای عالی شده و در سال های 1314 تا 1321 كه در آنجا به تحصیل اشتغال داشته ، موفق به اخذ لیسانس در رشته های باستان شناسی ، تاریخ و جغرافیا می گردد . شادروان دكتر لطف الله مفخم پایان اوائل نوجوانی نزد استاد ابوالحسن خان صبا به مدت چهار سال نواختن ویولون را می آموزد و در این مدت ردیف ها و نت های استاد را علاوه بر فراگیری آن چاپ می نماید و در همین زمان نزد استاد نواختن سنتور را به خوبی می آموزد . یكی دیگر از كارهای بزرگ و برجسته زنده یاد دكتر لطف الله مفخم پایان ، تنظیم و تدوین و نوشتن سرودهای مدارس ایران بود كه از این راه خدمات شایان توجهی به فرهنگ و ادبیات و فرهنگ صوتی كشور نمود . 
دكتر مفخم پایان ، در كلاس خصوصی كه دایر نموده بود شاگردان خوب و باارزشی تربیت كرد كه هر كدام از بزرگان هنر موسیقی كشور شدند ، نظیر آقایان : حبیب الله بدیعی ، محمود تاجبخش ، اصغر ساسان و عده یی دیگر می باشند كه این شاگردان به نوبه خود هر یك استادانی شدند كه جایی والا و مرتبه یی بزرگ در موسیقی سنتی و اصیل ایرانی دارند . مفخم پایان سال ها با فرهنگ و هنر همكاری داشت و كنسرت هاتی متعددی در انجمن دانش آموزان و دانشجویان دارالفنون و دانشسرای عالی به نفع دانش آموزان و دانشجویان ترتیب داد و چند برنامه سلو نوازی در پاریس هنگامی كه در آن دیار تحصیل می كرد برای شناساندن ردیف ها و گوشه های موسیقی اصیل ایران اجرا نمود . 
وی یكی از موسیقیدانان بزرگ و دانشمند كشورمان بود كه چهل و پنج جلد كتاب تنها درباره آب و رودهای ایران نوشت و تا آخر در سازمان جغرافیایی ارتش به خدمت مشغول بود . او در سال 1328 ازدواج كرد و ثمره ازدواجش پسری است به نام اردشیر مفخم پایان كه ایشان نیز مانند پدر خود ، موسیقی سنتی ایران عشق می ورزد . 
دكتر لطف الله مفخم پایان متاسفانه خیلی زود بهار عمر پر بار هنری و فرهنگی اش به پاییز گرایید و در هفدهم دی ماه یكهزار و سیصدو شصت و دو ، جهان فانی را وداع گفت و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد . روانش شاد باد .



پنجشنبه 30 آبان 1392

متفاوت‌ترین کنده‌کاری چوبی دنیا

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    نوع مطلب :متفرقه ،

چوب وسیله ای برای هنرنمایی افرادی است که به دنبال کنده کاری هستند و از جمله هنرهایی به حساب می آید که کمتر کسی می تواند به آن مشغول شود زیرا این رشته نیاز به اعصاب و دقت بالایی دارد.

به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران،  چینی ها از سالیان سال پیش هنرهای چوبی خود را به دنبا عرضه کرده اند و در این رشته به مهارت خاصی رسیده اند به طوری که چینی ها باستانی را می توان بزرگترین کنده کاران دنیا معرفی کرد. آن ها می توانند تکه چوب های ساده را به هنرهای باورنکردنی تبدیل کنند.

“ژنگ چون هوای” هنرمند چینی است که توانسته باردیگر هنر باستانی چین را به دنیا نشان دهد. این هنرمند دست به کاری زده است که شاید هیچ انسانی به دنبال آن نرود زیرا انجام آن نیاز به دقت و البته حوصله بسیاری دارد.

این مرد در طی ۴ سال گذشته تمام زندگی خود را صرف یک کنده کاری بی نظیر کرده است. او روی یک تنه درخت ۱۲ متری یکی از نقاشی های باستانی و معروف چین باستان را با کامل ترین جزئیات پیدا کرده است و برای ساختن هر بخش آن ماه ها زمان گذاشته است.

این چوب طولی ۱۲ متری، ارتفاعی ۳ متری و قطری دو متری دارد. همه آن هایی که برای اولین بار با این تنه درخت روبرو می شوند بدون شک از تعجب دهانشان باز می ماند و عده ای نیز این اثر را کار ربات یا ماشین های صنعتی می دانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سه شنبه 28 آبان 1392

شعری از قیصر امین پور

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

 

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام 
گل کرد خار خار شب بی قراری ام 

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو 
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام 

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام 

بود و نبود من همه از دست رفته است 
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام 

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت 
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام 

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار 
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام 

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا 
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور

خط زیبای محمد علی پور

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
  
 
 
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام ...


گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور


جمعه 24 آبان 1392

نشست هم اندیشی توسعه بافق

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

هفتمین نشست مجمع هم اندیشی شهرستان بافق به میزبانی شرکت سنگ آهن مرکزی و در روز تاسوعای حسینی در محل سالن کنفرانس مدیریت آهنشهر تشکیل گردید .

در این نشست که قریب به شصت نفر از نخبگان و اندیشمندان بافقی از اقصی نقاط میهن اسلامی حضور داشتند راهکارهای توسعه همه جانبه شهرستان بافق و نیز گزارش کمبته های تخصصی این مجمع ارائه و مورد بحث و بررسی قرار گرفت .

 

 

 

پس از تلاوت آیاتی از کلام وحی و پخش سرود جمهوری اسلامی و همچنین سرود ویژه شرکت سنگ آهن مرکزی ایران ، ثمره ارزشمند هیجده ماه مدیریت حاج محمد جواد عسکری ، مدیر عامل شرکت سنگ آهن مرکزی از طریق سیستم ویدئوئی بمدت ۱۴ دقیقه به سمع و نظر فرهیختگان بافقی رسید که مورد توجه حضار قرار گرفت .

 

آنگاه محمد علی پور فلاح ، دبیر این نشست با عرض خیر مقدم به شرکت کنندگان در این جلسه توجه آنان را به سخنان میزبان این نشست در آغاز این جلسه جلب نمود و مدیریت روابط عمومی شرکت که به نیابت از مدیر عامل شرکت در این جمعه صمیمی و فرهیخته حضور داشت طی سخنانی با تسلیت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) و اصحاب باوفایش به حضار، مقدم فرهیختگان بافقی را  که از راههای دور و نزدیک در  این نشست شرکت داشتند گرامی داشت

 

 

 

 


پنجشنبه 23 آبان 1392

شعری از سعید درخشان

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

قسم به گرمی مهری که هرگز از تو ندیدم
قسم به سردی آهی که در غم تو کشیدم
قسم به لحظه وصلی که حسرتش به دلم ماند
قسم به جرعه لعلی که از لبت نچشیدم
که در وفای تو افتاده ام اگرچه ز پا من
برغم جور تو از درگه تو پا نکشیدم
سحر ز باد صبا بوی جانفزای تو آمد
تنم ز شوق تو از جان چو پیرهن بدریدم
ز لحن بلبل شیدا درین چمن به حقیقت
به جز حدیث فراقت ترانه ای نشنیدم
به خاک راه تو سوگند و توتیا که به عالم
به نقد حسن و جوانی مصیبت تو خریدم
اگرچه دیده حسرت به لعل سرخ تو بستم
ولی ز چشمه نوشت به جرعه ای نرسیدم
قسم به سوره یاسین که قلب و جان منی تو
ز جان بریدم و لیکن ز جان جان نبریدم


کاظم کریمزاده بافقی (تاغ)
جمعه 8 شهریور 92 13:22
با جنون هم خانه ام ای باور رویاییم 
موج بر هم میزنی آرامش دریاییم
تا خیالستان چشمت رفته ام با پای شوق
یک نفس از پا نیافتاده دل سوداییم
سایه ای افتاده ام درپایت ای حجم حضور
مانده ام در ازدحام کوچه تنهاییم
یاس حسرت چیده ام از لحظه های انتظار
چشم بیدارم نخوابد زین همه لالاییم
با صدای عابر کوچه چو می خوانم سرود
در دهان غصه می ماند غم یلداییم
تا قیامت شعله دارد نی نوای سینه ام 
بغض واژه می فشارد سینه ی سیناییم
آفتاب شانه اش حتمی ترین مولود نور
چشم من بر پای قایم این بود بیناییم
(تاغ)سیلی خورده ام از دست بیداد کویر
کی کند باور کسی یلدای بی لیلاییم




شنبه 27 آبان 1391

اثری از آقای محمد نوشاد

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    



تابلو فوق اثری است ماندگار از مهندس محمد نوشاد 




تعداد کل صفحات: 10 1 2 3 4 5 6 7 ...