تبلیغات
هنر (ضیاالله ملک زاده بافقی ) - شعری از قیصر امین پور
سه شنبه 28 آبان 1392

شعری از قیصر امین پور

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

 

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام 
گل کرد خار خار شب بی قراری ام 

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو 
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام 

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام 

بود و نبود من همه از دست رفته است 
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام 

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت 
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام 

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار 
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام 

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا 
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور

خط زیبای محمد علی پور

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
  
 
 
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام ...


گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور