تبلیغات
هنر (ضیاالله ملک زاده بافقی ) - مطالب آبان 1392
پنجشنبه 30 آبان 1392

متفاوت‌ترین کنده‌کاری چوبی دنیا

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    نوع مطلب :متفرقه ،

چوب وسیله ای برای هنرنمایی افرادی است که به دنبال کنده کاری هستند و از جمله هنرهایی به حساب می آید که کمتر کسی می تواند به آن مشغول شود زیرا این رشته نیاز به اعصاب و دقت بالایی دارد.

به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران،  چینی ها از سالیان سال پیش هنرهای چوبی خود را به دنبا عرضه کرده اند و در این رشته به مهارت خاصی رسیده اند به طوری که چینی ها باستانی را می توان بزرگترین کنده کاران دنیا معرفی کرد. آن ها می توانند تکه چوب های ساده را به هنرهای باورنکردنی تبدیل کنند.

“ژنگ چون هوای” هنرمند چینی است که توانسته باردیگر هنر باستانی چین را به دنیا نشان دهد. این هنرمند دست به کاری زده است که شاید هیچ انسانی به دنبال آن نرود زیرا انجام آن نیاز به دقت و البته حوصله بسیاری دارد.

این مرد در طی ۴ سال گذشته تمام زندگی خود را صرف یک کنده کاری بی نظیر کرده است. او روی یک تنه درخت ۱۲ متری یکی از نقاشی های باستانی و معروف چین باستان را با کامل ترین جزئیات پیدا کرده است و برای ساختن هر بخش آن ماه ها زمان گذاشته است.

این چوب طولی ۱۲ متری، ارتفاعی ۳ متری و قطری دو متری دارد. همه آن هایی که برای اولین بار با این تنه درخت روبرو می شوند بدون شک از تعجب دهانشان باز می ماند و عده ای نیز این اثر را کار ربات یا ماشین های صنعتی می دانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سه شنبه 28 آبان 1392

شعری از قیصر امین پور

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

 

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام 
گل کرد خار خار شب بی قراری ام 

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو 
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام 

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام 

بود و نبود من همه از دست رفته است 
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام 

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت 
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام 

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار 
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام 

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا 
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور

خط زیبای محمد علی پور

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
  
 
 
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام ...


گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا، بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

قیصر امین پور


جمعه 24 آبان 1392

نشست هم اندیشی توسعه بافق

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

هفتمین نشست مجمع هم اندیشی شهرستان بافق به میزبانی شرکت سنگ آهن مرکزی و در روز تاسوعای حسینی در محل سالن کنفرانس مدیریت آهنشهر تشکیل گردید .

در این نشست که قریب به شصت نفر از نخبگان و اندیشمندان بافقی از اقصی نقاط میهن اسلامی حضور داشتند راهکارهای توسعه همه جانبه شهرستان بافق و نیز گزارش کمبته های تخصصی این مجمع ارائه و مورد بحث و بررسی قرار گرفت .

 

 

 

پس از تلاوت آیاتی از کلام وحی و پخش سرود جمهوری اسلامی و همچنین سرود ویژه شرکت سنگ آهن مرکزی ایران ، ثمره ارزشمند هیجده ماه مدیریت حاج محمد جواد عسکری ، مدیر عامل شرکت سنگ آهن مرکزی از طریق سیستم ویدئوئی بمدت ۱۴ دقیقه به سمع و نظر فرهیختگان بافقی رسید که مورد توجه حضار قرار گرفت .

 

آنگاه محمد علی پور فلاح ، دبیر این نشست با عرض خیر مقدم به شرکت کنندگان در این جلسه توجه آنان را به سخنان میزبان این نشست در آغاز این جلسه جلب نمود و مدیریت روابط عمومی شرکت که به نیابت از مدیر عامل شرکت در این جمعه صمیمی و فرهیخته حضور داشت طی سخنانی با تسلیت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) و اصحاب باوفایش به حضار، مقدم فرهیختگان بافقی را  که از راههای دور و نزدیک در  این نشست شرکت داشتند گرامی داشت

 

 

 

 


پنجشنبه 23 آبان 1392

شعری از سعید درخشان

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    

قسم به گرمی مهری که هرگز از تو ندیدم
قسم به سردی آهی که در غم تو کشیدم
قسم به لحظه وصلی که حسرتش به دلم ماند
قسم به جرعه لعلی که از لبت نچشیدم
که در وفای تو افتاده ام اگرچه ز پا من
برغم جور تو از درگه تو پا نکشیدم
سحر ز باد صبا بوی جانفزای تو آمد
تنم ز شوق تو از جان چو پیرهن بدریدم
ز لحن بلبل شیدا درین چمن به حقیقت
به جز حدیث فراقت ترانه ای نشنیدم
به خاک راه تو سوگند و توتیا که به عالم
به نقد حسن و جوانی مصیبت تو خریدم
اگرچه دیده حسرت به لعل سرخ تو بستم
ولی ز چشمه نوشت به جرعه ای نرسیدم
قسم به سوره یاسین که قلب و جان منی تو
ز جان بریدم و لیکن ز جان جان نبریدم