تبلیغات
هنر (ضیاالله ملک زاده بافقی ) - مطالب طراحی
شنبه 20 آذر 1389

طرح چهره مولانا وحشی بافقی

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    نوع مطلب :طراحی ،

طراحی چهره مولانا وحشی بافقی  اثری از دانشجوی هنرمند خانم نعیمه مظفری  رشته حقوق

مولانا شمس‌الدین یا کمال‌الدین محمد وحشی‌بافقی یکی از شاعران نام‌دار سدهٔ دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در   بافق  چشم به جهان گشود. دوران زندگی او با پادشاهی شاه تهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده هم‌زمان بود.

وی تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌  بافق سپری‌ نمود. وحشی‌  بافقی در جوانی‌ به‌ یزد رفت‌ و از دانشمندان‌ و سخنگویان‌ آن‌ شهر کسب‌ فیض‌ کرد و پس‌ از چند سال‌ به‌ کاشان‌ عزیمت‌ نمود و شغل‌ مکتب‌ داری‌ را برگزید. وی‌ پس‌ از روزگاری‌ اقامت‌ در کاشان‌ و سفر به‌ بندر هرمز و هندوستان‌، در اواسط عمر به‌ یزد بازگشت‌ و تا پایان‌ عمر ( سال ۹۹۱ هجری قمری) در این‌ شهر زندگی‌ کرد.

 

  الهی سینه ای ده آتش افروز

الهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی و آن دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان سینه پر دود

زبانم را به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد

دلی در وی درون درد و برون درد

دلم را داغ عشقی بر جبین نه

زبانم را بیانی آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد

چکد گر آب از او آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور

چراغی زو بغایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده ام را

فروزان کن چراغ مرده ام را

ندارد راه لطفم روشنایی

زلطفت پرتوئی دارم گدائی

اگر لطف تو نبود پرتو انداز

کجا فکر و کجا گنجینه راز

زگنج راز در هر گنج سینه

نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود به هر رنج

پشیزی کس نیابد زآن همه گنج

چو در هر گنج صد گنجینه داری

نمی خواهم که نومیدم گذاری

به راه این امید پیچ در پیچ

مرا لطف تو میباید دگر هیچ


یکشنبه 23 آبان 1389

طراحی

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    نوع مطلب :طراحی ،

اثر ذیل کاری است از  خانم نعیمه مظفری دانشجوی رشته حقوق   - نامبرده در مسابقات هنری منطقه 4 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 88-89 مقام سوم را در رشته طراحی کسب نمود

 


دوشنبه 17 آبان 1389

طراحی باسیاه قلم

   نوشته شده توسط: ضیاء الله ملک زاده بافقی    نوع مطلب :طراحی ،

 طراحی با سیاه قلم ( مداد کنته )  اثری از  خانم هاجر یکه فلاح  دانشجوی رشته حقوق